|
ابزارهاي شناختي
یا
Cognitive Tools
بيانگر استفاده سازاگرايانه از فناوري مي باشند و نقش آنها در
رابطه با محوري ترين آموزه معرفت شناسي سازاگرايي، يعني
"فرايند برسازي دانش توسط افراد"،
تبيين مي شود. سازاگرايي مجموعه
مفروضاتي درباره طبيعت يادگيري انساني است که در نظريه هاي
يادگيري مربوطه متبلور مي شود. يک رابطه تکاملي نيز ميان اين
فناوريهاي نوظهور و سازاگرايي ديده مي شود که توسعه هر يک موجب
تقويت ديگري مي شود. مطابق نگرش سازاگرايان که معتقد
اند يادگيري در بافتار محقق مي شود، نقش فناوري طراحي و
تمهيد فضاي يادگيري براي ترغيب فراگيران به برسازي دانش از
طريق تفکر انتقادي مي باشد. |
|
يادگيري با استفاده از ابزارهاي
شناختي رايانه اي بسته به ميزان ترغيب فکري فراگيران
در انجام فعاليتها و وظايفي است که توسط اين ابزار
صورت گرفته و باعث ارتقاي کيفي علمکرد مجموعه فراگير و
فناوري مي شود. به بيان ديگر، به هنگام تعامل فراگيران
با رايانه، به جاي تحت کنترل قرار گرفتن، آنها
قابليتهاي رايانه را بالفعل کرده و رايانه نيز موجب
ارتقاي قدرت تفکر و يادگيري فراگيران مي شود. |
|
ابزارهاي شناختي یا
Cognitive Tools
بيانگر
استفاده سازاگرايانه
از
فناوري مي باشند |
|
|
|
نتيجه اين مشارکت فکري، يک هم افزايي ميان
قابليتهاي رايانه و توانمنديهاي انساني و نهايتاً تعميق فرايند
يادگيري مي باشد. بنابراين نه تنها رايانه عامل کنترل يادگيري
نمي شود، بلکه از آنها به عنوان وسيله اي که فرايند برسازي
دانش را تسهيل مي کند، استفاده مي شود.
اين ابزارها بطور فعال فراگيران
را در برسازي دانشي که منعکس کننده فهم و درکشان از
اطلاعات مي باشد، ترغيب ميکنند. ابزارهاي شناختي در
واقع شرکاي فکري فراگيران هستند. در تمامي مشارکتها
معمولاً تعهد در به عهده گيري وظايف، با طرفي است که
آنرا به نحو بهتري انجام مي دهد. |
|
در اين مشارکت فکري، فراگيران، مسئول بازشناسي و قضاوت
درباره الگوهاي اطلاعاتي بوده و آنها را سازماندهي مي نمايند،
در حاليکه رايانه وظيفه محاسبه، ذخيره سازي و بازيابي اطلاعات
را، که بهتر از انسان انجام مي دهد، به عهده مي گيرد.
|
|
تفکر انتقادي را
مي توان زير بناي معرفتي عملکرد
ابزارهاي شناختي در نظر گرفت
|
|
|
|
تفکر انتقادي را مي توان زير
بناي معرفتي عملکرد ابزارهاي شناختي در نظر گرفت که
بکارگيري صحيح آنها مي تواند منجر به تقويت مهارتهاي
اين نوع تفکر شود. خود تفکر انتقادي نيز آميزه اي از
دانش، نگرش و مهارت، جهت تعيين و تشخيص مشکل، انتخاب
اطلاعات مناسب، حل مسئله، تشخيص پيش فرضها، فرضيه سازي
مناسب، انتخاب راه حلها، آزمون نتايج و نهايتاً قضاوت
مي باشد. |
|
 |
در اين مشارکت فکري، فراگيران، مسئول بازشناسي و قضاوت
درباره الگوهاي اطلاعاتي بوده و آنها را سازماندهي مي نمايند،
در حاليکه رايانه وظيفه محاسبه، ذخيره سازي و بازيابي اطلاعات
را، که بهتر از انسان انجام مي دهد، به عهده مي گيرد. |
|
|
به طور خلاصه،
ابزارهاي شناختي، ابزارهايي در راستاي تقويت قواي شناختي محسوب
مي شوند و آنها را، تسهيلاتي براي تفکر انتقادي معرفي مي کنند.
آنها اين عمل را با مدلسازي مهارتهاي تفکر انتقادي صورت مي
دهند. |